سال ۸۷

خرید بک لینک
سهیل به خاطر کار مشترک آموزشی هر دومون  با چندتا دختر مدرسه ای دوست شد. همشون بهش زنگ میزدن ولی اینبار وارد ماجرا شدم به دختر مدرسه ای فهموندم کارشون چقدر زشته . خلاصه بعد از مدتی فکر کردم از شرشون در امان موندیم. 

تا اینکه دیدم ناگهان حامله ام. البته اونچنان جلوگیری سخت و سفتی هم نمیکردم ولی انتظارش رو نداشتم. اونم انتظار نداشت میگفت بریم بچه رو سقط کنیم ما هنوز بچه ایم  خودمون. درحالیکه اون ۳۲ ساله بود و من ۲۶ ساله وبچه نبودیم. من خیلی از این کار ترسیدم. بعد هم پیش خودم فکر کردم بچه دار بشیم شاید اونم دست از کارهاش برداره منو به عنوان یه همراه و همدل همیشگیش دوست داشتت باشه. 

همه بی مهری ها رو تحمل کردم ودخترمون فروردین سال ۸۸ به دنیا اومد…

سال ۸۷...

ما را در سایت سال ۸۷ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: جمعه 4 اسفند 1396 ساعت: 11:33

صفحه بندی